تبلیغات
ان الراحل الیک قریب المسافة... - شوخی با عرفا...
دوشنبه 1 مهر 1392

شوخی با عرفا...

   نوشته شده توسط: شیخ ...    

خواستم با بعضی از عرفا شوخی کنم تا شاید بتونم برخی حرفای جدی رو به شوخی بزنم

علی علیه السلام در راه بصره که برای جنگ با اصحاب جمل میرفت با حسن بصری ملاقات کرد واز او خواست تا همراهیش کند حسن گفت:ندایی شنیدم که میگفت هردو گروه کشته شده اند.علی علیه السلام فرمود:نعم ذلک اخوک ابلیس...بله آن ندای برادرت ابلیس بود...

سلام حسن

ازوقتی این جریان را شنیده ام کمی نسبت به نامت آلرژی پیدا کرده ام خیلی در مورد امثال توفکر میکنم گاهی فکر میکنم الآن اگر زنده بودی چکار میکردی...

به گمانم مفتی اعظم وهابی ها شده بودی ومثلا فتوا میدادی که خرید بادمجان برای زنان حرام است یا مثل برادرت میگفتی زمین نمیچرخد شک ندارم به سوریه میرفتی واز سر حاجت فتوای جهاد نکاح میدادی ،گاهی فکرمیکنم خرقه ات را زربافت کرده ای و شبهای جمعه برای شبکه بی بی سی در برنامه ای که ترجیحا مجری اش زن پاکدامنیست برای مردم اخلاق اسلامی میگویی...

شاید هم  دریکی ازدانشگاه های آمریکا فقه و عرفان وتصوف تدریس میکردی به اسمت هم می آید "دکترحسن بصری"

بگذار یک جلسه ی درست راهم مطرح کنم:چگونه شیعیان اشداء علی الکفار را به آیه اشداء علی الکفار رحماء بینهم "29فتح "اضافه کردند

ودر صفحه ی فیس بوکت عکسهایت در سوریه وکشتار علویان را با افتخار میگذاشتی...

به هرحال گندم های ری نوش جانت التماس دعا...

دلم میخواهد کمی با منصورخان شوخی کنم

سلام،از "دار"پایین بیا کمی حرف بزن خواهشا شطحیات نگو...

همیشه دوست داشتم ازتو این سوال را بپرسم:میگویند نهایت عرفان فنای فی الله است وتو در بهترین حالاتت میگفتی "انا الحق" یعنی اول انا را درک میکردی بعد میگفتی این انا،حق است به نظرت این فنای فی الله است یا فنای الله در انا...تو اگر الآن بودی چه میکردی فکر نکنم تو مثل حسن میشدی شاید گوشه گیر میشدی وبه شطحیات خودت میرسیدی ولی نمیدانم باز هم همه چیزرا حق میدانستی یانه؟مثلا همین اینترنت را یا آقای الف،ر راکه تا توانسته حق این همه مردم را خورده و حالامدعی شده یااصلا خود من را...

منصورجان از دار پایین بیا کمی خودمانی باش...

دیگر حوصله ی بقیه را ندارم فقط چند کلمه:

 ای عرفای عزیز جنید،ابوسعید،بایزید،...نمیدانم اگر بودید چکار میکردید ولی ما که خسته ایم خسته...

زمانه کمی زیاد عوض شده...

عرفان می خوانیم ومدرک میگیریم و نان در می آوریم واگر شد کمی هم ادای شما را...

نه محقق خبری داشت نه عارف اثری                       بعد از این دست من ودامن پیری خاموش     "امام ره"


waimalinoski.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 02:12 ب.ظ
Awesome things here. I'm very satisfied to look your post.
Thanks so much and I am taking a look ahead to contact you.
Will you please drop me a mail?
دوشنبه 22 مهر 1392 12:34 ق.ظ
سلام بر شما عزیز بزرگوار
ممنون از حضور پر مهرتون
مطلب زیبایی بود،لذت بردیم.
در ضمن ممنون که شعرم را تکمیل کردید
زیبا بود:
کوچه خیلی وقته مونده
چشم به راه قدماتون
_________
در پناه حضرت حق،پایدار و برقرار باشید
پاسخ شیخ ... : سلام
ممنون...
ناسی
شنبه 20 مهر 1392 10:45 ق.ظ
سلام.
ممنون از حضورتون.
حضرت علی (ع) در مورد این دکتر حسن بصری می فرمایند:
"اما ان لکل قوم سامریا و هذا سامری هذه الامه لانه لا یقول لا مساس ولکنه لاقتال"
هر ملتی یک سامری دارد و این"بصری" سامری این امت است با این تفاوت که اگر سامری میگفت کسی با من تماس نگیرد، این میگوید لاقتال(مبارزه با حکومت بنی امیه).

شاید حتی لازم نباشه جای خیلی دوری بریم...
ایران خودمون هم ازین دکترا پیدا کرده
پاسخ شیخ ... : سلام...
...
استاذنا
جمعه 19 مهر 1392 11:01 ب.ظ
سلام؛
از حضور گرم و صمیمی شما در "استاذنا" و نظرات ارزشمندتان متشکریم.
یک دوست
جمعه 19 مهر 1392 07:26 ق.ظ
سلام.وفقکم الله یاشیخ ..
پاسخ شیخ ... : سلام...
غفرالله لنا ولکم...
جمعه 19 مهر 1392 07:25 ق.ظ
سلام..بسی استفاده کردیم یاشیخ وفقکم الله فی الدارین
استاذنا
پنجشنبه 18 مهر 1392 04:18 ب.ظ
سلام
موفق و موید.
پاسخ شیخ ... : سلام...
مسلمان موحد
پنجشنبه 18 مهر 1392 11:06 ق.ظ
سلام ..
کسانی را که غیر از الله می خوانید ... بندگانی همچون شما هستند آنها را بخوانید آیا پاسختان را می دهند اگر راست می گویید ...
پاسخ شیخ ... : سلام...
چرا بدون آدرس...
محسن
شنبه 13 مهر 1392 06:48 ب.ظ
سلام بر شیخ ما ...

از برداشت حضرتعالی از پستم تعجب می کنم!
من اصلا نگفتم منظور از ایات اینه که با کسی سر جنگ داشته باشیم! در خصوص دیپلماسی دولت هم نفیا و یا اثباتا نظری ندادم. فقط چند آیه رو نوشتم!
بنده به وضوح گفتم که منظور کسانی هستند که خواهان رابطه با آمریکا آن هم نه از باب مصلحت و تاکتیک هستند.
پاسخ شیخ ... : سلام...
ازاین برداشت اشتباه از پست شما عذرخواهی میکنم...
گرفتِ یار
شنبه 13 مهر 1392 12:38 ب.ظ
سلام و درود
جالب بود..
مؤید باشید.
پاسخ شیخ ... : سلام...
ممنون
خم نشین
جمعه 12 مهر 1392 08:31 ب.ظ
سلام
راسدی راجبه پسته سکوتم دوس دارم اگه روایت و کلام و حدیثی چیزی دارین بگین اضافه کنم به پست
مر30
پاسخ شیخ ... : سلام...
چشم
جمعه 12 مهر 1392 08:31 ب.ظ
سلام
راسدی راجبه پسته سکوتم دوس دارم اگه روایت و کلام و حدیثی چیزی دارین بگین اضافه کنم به پست
مر30
آنارم
جمعه 12 مهر 1392 02:03 ب.ظ
همچو منصور خریدار سر دار شویم...
سلام
متشکر بابت اظهار لطفتون و لینک مطلب.
ان شاالله موفق باشید.
پاسخ شیخ ... : سلام...
خواهش میکنم...
آهسته عاشق می شوم
جمعه 12 مهر 1392 01:35 ق.ظ
سلام و سپاس...
پاسخ شیخ ... : سلام...
سلام
چهارشنبه 10 مهر 1392 12:28 ق.ظ
سلام .

با مروری مختصر بر چند آیه از قرآن حکیم بروزیم.
پاسخ شیخ ... : سلام...
سوره تماشا
سه شنبه 9 مهر 1392 03:41 ب.ظ
سلام...
ممنون بابت قدوم مبارکتان در سوره تماشا...
عارف که تا فانی فی الله نشود "عارف" و "واصل"نیست...
الله حبیب قلوب العارفین است و حکایت ما "تا کی به تمنایوصال تو یگانه"!
تمنای وصال کجا و عزم راسخ کجا...امان از لغزش ها و لغزشگاهها...
التماس دعا یا شیخ...
پاسخ شیخ ... : سلام...
یامقیل العثرات...
ممنون
فرزند خاک
سه شنبه 9 مهر 1392 10:46 ق.ظ
سلام...
ممنونم شیخا...
به دلم نشست
التماس دعا
یاعلی مددی
پاسخ شیخ ... : سلام...
ممنون
خم نشین
یکشنبه 7 مهر 1392 07:50 ب.ظ
سلام
درباری وبلاگتون خیلی زیباست..."امام زمان قبول کردوطلبه شدم.من خیلی به این در و اون در زدم رام ندادومنم دیگه قهر کردم و نمیخوام طلبه شم.البطه طالبیم ولی طلبه ...نیستیم.

ولی من بایزیدبسطامی رو خیلی دوس دارم...
بایزید را بگویید خویشتن را بر درنهد و داخل شود...
پاسخ شیخ ... : سلام...
ممنون
درمورد قهرتون حرف زیاده...
بایزید صدای موذن راشنید که میگفت الله اکبر
شطحیاتش گل کرد و گفت:وانا اکبر منه...
ذره
یکشنبه 7 مهر 1392 01:47 ق.ظ
با سلام
میزبانیم به...
ای دوست
شنبه 6 مهر 1392 05:55 ب.ظ
سلام
با آرزوی توفیق روز افزون
كاش می شد كه این نوشته تان را به خدمت حضرت جوادی نیز می بردید و نظر ایشان را نیز می پرسیدید
پاسخ شیخ ... : سلام
زیره ی فاسد به کرمان پاک بردن خطاست...
ذره
جمعه 5 مهر 1392 04:49 ق.ظ
سلام
ممنون از حضورتون
میزبانیم با
عقل وعشق
یا علی
محسن
جمعه 5 مهر 1392 01:01 ق.ظ
سلام...
ایام به کام،

هم حجره ای شما پر بیراه نفرموده اند، شهر یزد نمونه کامل یک شهر آرام، امن ، مذهبی و دارای مردمانی نوع دوست و خونگرمه.
خودم بارها به زندگی در یزد فکر کردم.
پاسخ شیخ ... : سلام...
میگویند حافظ یک جا دلش کشید برود آنهم یزد بود...
البته میگویند...
باغ گیلاس
سه شنبه 2 مهر 1392 09:31 ب.ظ
یا علی....
محمد رضا
سه شنبه 2 مهر 1392 06:51 ب.ظ
نفس همگیمان که این روزها «حق» است برادر...!

همگی ام که انا الحق گویان پیش میریم . تا خدا چی برامون بخواد!
دلم واسه «آدم» های واقعی تنگ شده
پاسخ شیخ ... : سلام...
چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند"عشق"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر